تبليغاتX
قرنهای بی باران
قطره قطره هدرت دادم و اکنون...

هزار خواهش و آیا
هزار پرسش و اما
هزار چون و هزاران چرای بی زیرا
هزار بود و نبود
هزار شاید و باید
هزار باد و مباد
هزار کار نکرده
هزار کاش و اگر
هزار بار نبرده
هزار پوک و مگر
هزار بار همیشه
هزار بار هنوز ...
مگر تو ای همه هرگز
مگر تو ای همه هیچ
مگر تو نقطه ی پایان
بر این هزار خط ناتمام بگذاری
مگر تو ای دم آخر
در این میانه تو
سنگ تمام بگذاری...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 1:52  توسط ... | 

چرا تا شکفتم
چرا تا تو را داغ بودم ، نگفتم
چرا بی هوا سرد شد باد
چرا از دهن
حرفهای من
افتاد...

"قیصر امین پور"

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 23:15  توسط ... | 

با توام
ای لنگر تسکین !
ای تکانهای دل !
ای آرامش ساحل !
با توام
ای نور !
ای منشور !
ای تمام طیفهای آفتابی !
ای کبود ِ ارغوانی !
ای بنفشابی !
با توام ای شور ، ای دلشوره ی شیرین !
با توام
ای شادی غمگین !
با توام
ای غم !
غم مبهم !
ای نمی دانم !
هر چه هستی باش !
اما کاش...
نه ، جز اینم آرزویی نیست :
هر چه هستی باش !
اما باش!

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 18:54  توسط ... | 

نیازی به این همه ابر نیست

 برای اینکه خیس باران شوی فقط

کافیست کمی در هوای من قدم بزنی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 2:32  توسط ... | 

تقدیم به تو...

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 7:39  توسط ... | 
 

شوق هم انگيز ديدن تو٬ هراس بركه است از باز شدن نيلوفر!

هراس چشم براهي٬

هراس آغوش باز و لمس تهي...!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 3:33  توسط ... | 

 

چقدر اغوش باید!

که تمام تو را


در عبور از چشمان خیس وداع


به یک باره در بر گیرد..؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 23:25  توسط ... | 

يك تكه سلام.....

دو فنجان مكث و چندين نقطه به احترام نام قشنگت...

حقيقتش هنوز نمي دانم ناچاري يا دچاري...

اگه ناچاري كه هيچ!

اما اگه دچاري...

به پيروي از آيين سرخ شقايق هاي وحشي

 دشت جنون بايد حالت را پرسيد....

لطفا آنقدر شمس بمان...

تا من....

مولانا بودن را بياموزم....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 4:21  توسط ... | 
بیهوده مپای

شب
از شاخه نخواهد ریخت!

من اینجا
بس دلم تنگ است
و هر سازی كه می بینم
بد آهنگ است!
بیا ره توشه برداریم
قدم
در راه بی برگشت
بگذاریم
ببینیم
آسمان هر كجا
آیا همین رنگ است ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 22:55  توسط ... | 
 

دوست داشتن همیشه گفتن نیست

            گاه سکوت است

                               و گاه نگاه

 ای غریبه

 این درد مشترک من و توست

 که گاهی نمی توانیم در چشمهای یکدیگر نگاه کنیم!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 22:24  توسط ... |