![]() |
![]() |
|
| قطره قطره هدرت دادم و اکنون... |
|
هزار خواهش و آیا |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 1:52 توسط ... |
|
|
چرا تا شکفتم "قیصر امین پور" |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم آبان 1388ساعت 23:15 توسط ... |
|
|
با توام |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 18:54 توسط ... |
|
|
نیازی به این همه ابر نیست برای اینکه خیس باران شوی فقط کافیست کمی در هوای من قدم بزنی... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 2:32 توسط ... |
|
تقدیم به تو... |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم مهر 1388ساعت 7:39 توسط ... |
|
|
شوق هم انگيز ديدن تو٬ هراس بركه است از باز شدن نيلوفر! هراس چشم براهي٬ هراس آغوش باز و لمس تهي...!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 3:33 توسط ... |
|
|
چقدر اغوش باید! که تمام تو را
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 23:25 توسط ... |
|
|
يك تكه سلام..... دو فنجان مكث و چندين نقطه به احترام نام قشنگت... حقيقتش هنوز نمي دانم ناچاري يا دچاري... اگه ناچاري كه هيچ! اما اگه دچاري... به پيروي از آيين سرخ شقايق هاي وحشي دشت جنون بايد حالت را پرسيد.... لطفا آنقدر شمس بمان... تا من.... مولانا بودن را بياموزم.... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 4:21 توسط ... |
|
|
بیهوده مپای
شب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 22:55 توسط ... |
|
|
دوست داشتن همیشه گفتن نیست گاه سکوت است و گاه نگاه ای غریبه این درد مشترک من و توست که گاهی نمی توانیم در چشمهای یکدیگر نگاه کنیم!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 22:24 توسط ... |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چی میشد منم عقاب و شاهین میشدم!
ای خدا... |
| پیوندها |
|
۩۩۩ فرياد بي صدا ۩۩۩ |
|
RSS
|