![]() |
![]() |
|
| قطره قطره هدرت دادم و اکنون... |
|
بگذار تا شیطنت عشق چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید هر چند ان جا جز رنج و پریشانی نباشد اما ... کوری را به خاطر ارامش تحمل مکن... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم دی 1388ساعت 22:42 توسط ... |
|
|
دوست دارم بزنم لهش کنم!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 0:19 توسط ... |
|
|
گاهی باید سکوت کرد..... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 2:2 توسط ... |
|
|
هزار خواهش و آیا |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 1:52 توسط ... |
|
|
چرا تا شکفتم "قیصر امین پور" |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم آبان 1388ساعت 23:15 توسط ... |
|
|
با توام |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 18:54 توسط ... |
|
|
نیازی به این همه ابر نیست برای اینکه خیس باران شوی فقط کافیست کمی در هوای من قدم بزنی... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 2:32 توسط ... |
|
تقدیم به تو... |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم مهر 1388ساعت 7:39 توسط ... |
|
|
شوق هم انگيز ديدن تو٬ هراس بركه است از باز شدن نيلوفر! هراس چشم براهي٬ هراس آغوش باز و لمس تهي...!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 3:33 توسط ... |
|
|
چقدر اغوش باید! که تمام تو را
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 23:25 توسط ... |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چی میشد منم عقاب و شاهین میشدم!
ای خدا... |
| پیوندها |
|
۩۩۩ فرياد بي صدا ۩۩۩ |
|
RSS
|